اولین پله گردی
عزیز مامان امشب خونه حاج دایی اکبر خدابیامرز سفره دعوت داشتیم,وقتی اومدیم خونه لباسهات در آوردم,چند لحظه بعد دیدیم که پرده راکنار زدی و برای اولین بارتند تند داری از پله ها بالا میری
الهی دورت بگردم که اینقدر شیطونی

هنوز زیر شلواریت تو جورابته

نمیدونی چقدر ذوق زده شده بودم عزیز خوشکلم

واهی مامانی خیلی خیلی هوا سرده ,مجبوریم وقتی از ماشین پیاده میشیم پتو دورت بپیچیم ،خیلی خیلی خوشمزه میشی



من موندم که چرا تو این یکسال تو رو نخوردم
خوشمزه
بامزه
کلوچه
شیرین عسل
قندونبات
الهی مامان دورت بگرده
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





اولین پله گردی
